حسن سيد اشرفى
27
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )
مىگويند . « 1 » 12 - توضيح نوع دوّم از دليل عقلى چه بوده و آن را چه نامند ؟ ( 2 - أن تكون احدى المقدّمتين . . . غير المستقلّات العقليّة ) ج : مىفرمايد : دليل عقلى است كه يكى از دو مقدّمهاش عقلى و ديگرى غير عقلى باشد . مثل آنكه عقل حكم كند به وجوب مقدّمه بعد از حكم شرع به وجوب ذى المقدّمه . حكم به وجوب مقدّمه ، صرفا عقلى است كه منضم مىشود به اين مقدّمه ، حكم شرع به وجوب ذى المقدّمه . « 2 » علّت نامگذارى اين قسم به دليل عقلى از باب غلبه دادن جانب مقدّمهء عقلى است . « 3 » اين قسم از دليل عقلى را غير مستقلّات عقليّه گويند . 13 - چرا نوع دوّم از دليل عقلى را غير مستقلّات عقليه گويند ؟ ( و انّما سمّى بذلك . . . فى احدى مقدّمتى القياس ) ج : مىفرمايد : زيرا عقل به تنهايى و مستقلّا به نتيجه نرسيده است . بلكه با كمك شارع در يكى از دو مقدّمهء دليل ( صغرى ) به نتيجه رسيده است .
--> ( 1 ) - زيرا حاكم على الاطلاق چه در صغرى و چه در كبرى عقل بوده و نتيجه نيز مترتّب بر همين صغرى و كبراى عقلى بوده و شرع هيچ دخالتى نداشته است . البتّه توجّه شود منظور از شرع چنان كه گفته شد ؛ عبارت از نقل است و گرنه حكم عقل نيز حكم شرع است به بيانى كه گذشت . ( 2 ) - مثلا شارع فرموده است : « الحجّ واجب » ، « الصّلاة واجبة » ، « الصّوم واجب » و موارد ديگر . حال عقل مىگويد ؛ وقتى شارع ، موضوعى را واجب كند ، مقدّمات آن نيز عقلا واجب است . يعنى عقل از وجوب ذى المقدّمه ، حكم به وجوب مقدّمات آن مىكند . ( 3 ) - اگرچه يكى از مقدّمات ( صغرى ) غير عقلى است ولى چون كبرى كه محور استدلال و نتيجهگيرى بوده ، عقلى مىباشد ، جانب كبرى را غلبه داده و اين قسم را دليل عقلى ناميديم .